سيد عبد الحسين طيب

كلم الطيب 122

كلم الطيب در تقرير عقايد اسلام ( فارسى )

بوده و هر فعلى كه از او صادر مىشود داراى فائده و نفعى است كه در دنيا يا آخرت يا هر دو سرا عايد مخلوقات ميگردد . و اين فائده يا شخصى است به اين معنى كه عايد هر فردى از افراد بندگان مىشود ، و يا نوعى است كه نظام جملى عالم وجود آن را اقتضا مىكند اگر چه مصلحت شخصى در آن نباشد . و دليل بر اين مطلب اين ستكه هرگاه افعال حقتعالى داراى حكمت و مصلحت نباشد لازم مىآيد كه فاعل عبث و لغو باشد و صدور لغو از حكيم قبيح است چنانچه گذشت . و ديگر آنكه نصوص آيات شريفه قرآن بر اين امر نيز دلالت مينمايد مانند ، أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ « 1 » آيا گمان مىكنيد كه شما را عبث و بيهوده آفريديم و بازگشت شما بسوى ما نيست ؟ ) وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ « 2 » ( جن و انس را نيافريديم مگر براى معرفت و عبادت ) وَ ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَيْنَهُما باطِلًا ذلِكَ ظَنُّ الَّذِينَ كَفَرُوا « 3 » ( آسمان و زمين و آنچه ما بين آنهاست بيهوده و باطل نيافريديم ، اين گمان كسانى است كه كافر هستند ) . و اشاعره قائلند كه افعال حقتعالى معلّل باغراض نيست زيرا اگر براى غرضى باشد لازم آيد كه خداوند ناقص بوده و بواسطه آن غرض ، كامل گردد . و بطلان اين كلام ظاهر است زيرا غرض حقتعالى از افعال خود افاده بمخلوقات است نه اينكه منظورش استفاده و استكمال باشد چون واجب الوجود غنى بالذات و كامل فوق الكمال ، و از نقص و احتياج منزه و مبراست و معناى كلام حكما كه ميگويند : افعال خدا معلل به اغراض نيست اينست كه از افعال

--> ( 1 ) سوره مؤمنون آيه 118 ( 2 ) سوره ص آيه 27 ( 3 ) سوره و الذاريات آيه 57